الشيخ رسول جعفريان
51
رسائل حجابيه (فارسى)
كشف حجاب را دنبال كرد . بهطور قطع ، دربارهء اين اسناد مىتوان كارهاى جالبتوجهى انجام داد . يكى از گرايشهايى كه در اين اسناد بايد دنبال شود ، دنبالكردن خط تجدد و نوگرايى است كه به عنوان يك اصل پذيرفته شده و مصداق روشن آن ، در بىحجابى و برانداختن چادر خود را نشان مىدهد . وقتى سخن از برداشتن چادر بهميان مىآيد ، از آن با عنوان « چادر سياه مذلّت » ياد مىشود ( ص 212 ) موضوع « تجدد نسوان » و « نهضت نسوان » و « آزادى نسوان » چنان و چندان در اين اسناد تكرار مىشود كه گويى قرار است يك شبه تهران به پاريس و لندن تبديل شود . مخالفان اجراى اين قانون نيز روحانيون هستند كه به قول نويسندگان اين اسناد ، در شمار « اشخاص قديم الافكار » هستند و بالطبع مانع از عملىشدن « موضع تجدد نسوان » ( ص 354 ) در ميان اين اسناد ، چندين سند مربوط به وقايع پس از رفتن رضا شاه است كه سير مبارزاتى را كه بر لغو قانون اجبارى كشف حجاب صورت گرفت ، نشان مىدهد . از جمله در سال 1322 ش آيت الله كاشانى طى نامهاى به وزير داخله نوشت : « عجب است با اين وضعيات ناهنجار مملكت كه ملّت از هر حيث دچار زحمت و شدت و محنت است ، در گيلانات مأمورين شهربانى و فرماندارى متعرض چادر زنهاى بيچاره كه ستر عورت و ژندگى لباس خود را به آن مىنمايند ، با كمال سختى و شدّت مىشوند . معلوم نيست اين تعدّى و اجحاف مطابق كدام قانون و عقل و انصاف مىباشد » . ( ص 418 ) پاسخ وزير كشور ، هنوز به همان روال سابق است كه « زن جاهل و پردهنشين قادر به حفظ حيثيت و شرافت » خود نبوده ؛ به علاوه شكايت جمعى نشده و « چون قاطبهء اهالى اين موضوع را حسن استقبال مىكنند » مأموران كماكان به كار خود ادامه خواهند داد ( ص 422 ) . همچنين پس از اعتراض آيت الله حاج آقا حسين قمى از مشهد ، هيئت وزيران در اينباره جلسه تشكيل داده و مصوبهاى را در دوازده شهريور 1322 به اين صورت تصويب مىكند كه مأموران متعرّض زنهاى چادرى نشوند . به علاوه ، در اولين فرصت ممكن مدارس مختلط ، تفكيك شود . ( ص 424 ) . نامههايى نيز به صورت طومار خطاب به وزارت كشور ارسال مىشد كه همگى خواستار رفع قانون اجبارى كشف حجاب بودند . ( ص 442 ) شمارى از علما و فضلا نيز ضمن تلگرافى خطاب به نخستوزير نوشتند : « وضعيت اخلاقى بانوان پس از 17 دى به خوبى فلسفهء دستور و هيأت آيهء قرآنى و آيهء « وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ » را در الزام بانوان به حجاب روشن نموده . ما هم با تمام علاقمندان به دستورات اخلاقى و اجتماعى اسلامى ، انتظار انجام تقاضاى مراجع دينى و اجراى دستورات قرآنى و الزام بانوان به حجاب را داريم » . ( ص 451 ) از نامههاى چنين برمىآيد